صدای خاک
کاش کسی گورهای زنده را خفه می کرد
و عشق.... مذخرف ترین دلیل واسه این که دُز به دُز قرص های ارامبخشت بالا بره و تمام ارامشی که داشتیو میگیره ساعتو هی تو سرت میکوبه اتاقو تنگ ترو تنگتر میکنه تا نفست.نفس نفس با اسپری ونتالکست تو ریه هات جریان بگیرهُ تنها چیزی که تو ایینه میمونه تُف تاسف رو قیافه ی درهمتِ که اشکاتو با اون ریمل ریخته پاک نمیکنه سیگارتم دیگه کام نمیده که اعصابتو اروم کنی لطفا یکی صدای موزیکو قطع کنه داریوش خودشو کشت بس که داد زد :شبو با زجر تنهاییِ من سر کن شاید فردا روز عاشق شدن باشه. حدود یکی دو ماهی هست که نیستم نه این که نباشم حضور ندارم شعر نیست عمر واژه ها کم شده.دیگه دلیلی واسه شعر گفتن نیست وقتی اشک بچه ی همسایه شعر میشه رو لب پیرزنای محل تا پیرمردامون پیپشونو بردارنو واسه پسراشون ارث تقسیم کنن .حالا این وسط یکی هابیلِ یکی قابیل سر ارثی که نداشتی.وقتی بارونو رو شیشه به صد شکل ممکن میشه شعر کردُ خدارو واسه هر چیزی که بهش نرسیدی متحم کنی شعر دستای همونیه که گاهی هست گاهی هم تو جاده ولت میکنه تا کفرو وسط سجده به پیشونیت کبودِ کبود با یه لیوان اب قورت بدیو با صدای بریده بریده بگی :خ خُُُ خُ خُد ااااااااااا کی کی کی ک کیه؟؟؟؟؟
مشتم را گره میکنم تا رویاهایم از لایه انگشتانه تو زمین را دو نیم نکند موهایم در باد عکس دستانی بود که عطر دختر همسایه داشت و تنهایی کلمه ای که در اغوش تو پوست میداد من. منی نو سفید پوش تاج گل به سر دستانت تا ارنج شیرین شیرین در گلوی اماده به... بله را چند بار تکرار کنم؟؟؟ که تابوتم را زمین بگذاری؟؟ باید دست هایت را پس دهم مورچه ها به اندازه ی کافی خر خره دوست دارند تا انها سرگرم خر خره ی من اند دستهایت را بردارو برو
| Design By : Night Melody |

